جوانی ام چه زود در گرد و غبار رهگذر ِ پیر بد طینت گم شد و نگاهم در سراب فردا غرق ابهام . آهای همراه مرا دریاب دستان یخ زده ام به حرارت نفس های تو محتاج است شاید به غبار پیش هم نرسم
فی البداهه(کوروش) درود بانوی مهر که کلام پراحساس قلقک زبان حالم شد
سلام مهستی بانو ایکاش جوانی هامان محسوس بود ؛ در جوانی ، پیر زندگی کردیم و در پیری حسرت جوانی نداشته مان را میخوریم و چه راست گفتی که حتی عکسی از جوانی هامان را نداریم چون نداشتیم ؛ چون احساس و لمسش نکردیم ؛ با خواندنت حس آشنا اما غم انگیزی بر دل نشست.
سلام سپهر خان .
بله . واقعا کاش می دانستیم جوانی مان می گذرد و ما می گذاریم که همین طور آسان برود .
سلام بعضی ها با تنهاییشون خیلی حال میکنن اما اگر قراره بعد از یه مدت با یار بودن به همین نتیجه برسی که کاشکی تنهائیهام به زیر چین و چروک پوستم برود پس چرا زجر؟ دیگر از تنها نبودن و در عین حال تنهایی خسته ام اینجاست که میشه قبیله یعنی یک نفر همخونی معنا نداره
سلام .
درسته . ولی گاهی باید اونی نشون بدی که نیستی و این یعنی بر باد رفتن زمان...
درود
خاطرات بسیار زنده تر و ماندگارتر از عکس های کاغذی هستند
سلام .
البته منظورم عکس کاغذی نبود ...
جوانی ام



چه زود
در گرد و غبار رهگذر ِ
پیر بد طینت
گم شد
و نگاهم در سراب فردا
غرق ابهام .
آهای همراه
مرا دریاب
دستان یخ زده ام
به حرارت نفس های تو
محتاج است
شاید به غبار پیش هم
نرسم
فی البداهه(کوروش)
درود بانوی مهر که کلام پراحساس قلقک زبان حالم شد
سلام .
و سپاس از شما که همراهی ام کردید .
همیشه خاطرات انسان را عذاب میده .



من دوست ندارم پیر بشم یک اکسیری چیزی سراغ نداری مهستی جان
سلام بر ستوده ی عزیز.
عزیزم:
کل اگر طبیب بودی.....
ولی باشه . بخاطر شما هم که شده یه کاری می کنم !!
سلام مهستی بانو
ایکاش جوانی هامان محسوس بود ؛ در جوانی ، پیر زندگی کردیم و در پیری حسرت جوانی نداشته مان را میخوریم و چه راست گفتی که حتی عکسی از جوانی هامان را نداریم چون نداشتیم ؛ چون احساس و لمسش نکردیم ؛ با خواندنت حس آشنا اما غم انگیزی بر دل نشست.
سلام سپهر خان .
بله . واقعا کاش می دانستیم جوانی مان می گذرد و ما می گذاریم که همین طور آسان برود .
باید در لحظه زندگی کرد تا جای حسرتی نباشد .
سلام
بعضی ها با تنهاییشون خیلی حال میکنن
اما
اگر قراره بعد از یه مدت با یار بودن به همین نتیجه برسی که کاشکی تنهائیهام به زیر چین و چروک پوستم برود پس چرا زجر؟
دیگر از تنها نبودن و در عین حال تنهایی خسته ام
اینجاست که میشه
قبیله یعنی یک نفر
همخونی معنا نداره
سلام .
درسته . ولی گاهی باید اونی نشون بدی که نیستی و این یعنی بر باد رفتن زمان...
بقول شاعر که میفرماید:
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
سلام .
به به . چشمم به جمال شما مستغنی گشت حسین آقا .
خوبین؟
دل ها گویا چه حقیرند
بی شرم از چروک
سفره می گشایند
به امید روزی که روزی ِخود
باز ستانند
(کوروش)
سلام .
ممنون.
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من


وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بیسر و بیپا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان
گه چو رباب این دل من کرده علالا دل من
زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون
بر که قاف است کنون در پی عنقا دل من
طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب
سینه سیه یافت مگر دایه شب را دل من
صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو
جوی روان حکمت حق صخره و خارا دل من
عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش
من به زمین ماندم و شد جانب بالا دل من
بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان
کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من
مولانا
سلام .
چقدر زیبا از مولانا یاد کردی .
ممنون .
سلام عزیزم.خوبی؟
وقتی بهره ی بجا را از زمان و شرایط نبریم ، این احساس یاس و ناامیدی را ، خواهیم داشت.
سلام مهستی جان .

عیدت مبارک عزیزم روز پدر ومرد را به همه مردان خوب سرزمینم تبریک میگم انشالله که همیشه شاد باشید
درود
خوبید ؟ خوشید ؟
رفتید عکس بگیرید ؟
کم پیدا شدید !
سلام مهستی عزیز. واقعاً خیلی از ما جوانی نکرده ، پیر شدیم.یعنی احساس خستگی و پیری می کنیم
سلام و درود فراوان. جانا سخن اززبان ما می گویی؟