از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

من و زندگی من

روزهای زیادی رو پشت سر گذاشتم که


زانوهامو بغل کردم و فقط غصه خوردم .


زندگی هر چی خواست سرم  آورد . تا تونست غصه دارم کرد.


چندین و چند سال از عمرم رو بیهوده ازم گرفت .


بارها و بارها و بارها اشکامو در آورد .


بارها بدون اجازه من غم رو تو خونه ی دلم آورد.


اما امروز از همون زندگی یاد گرفتم که باید بجنگم . 


خودش منو به مبارزه دعوت کرده.منم دارم باهاش می جنگم .


تصمیم گرفتم به زانو درش بیارم . کوتاه بیا هم نیستم .


دیگه نوبت منه که هر چی خواستم سر زندگیم بیارم .


آره . من دیگه اون زنی نیستم که خیلی غصه می خورد ،


دیگه اشکامو بی خود هدر نمی دم .


 من دیگه برای کسی نمی میرم که

واسم تب هم نمی کنه...


میام کنار پنجره ، پرده رو عقب می کشم ،


 بخار روی شیشه ی پنجره را با پشت دست پاک می کنم .


بارون پاییزی در من شوری دیگه به وجود میاره .


دوست دارم برم تو خیابون سرمو بالا بگیرم  ،


چشامو ببندم ، دستامو باز کنم .


آخ که چقدر لذت بخشه خیس شدن در زیر بارون .


بوی خاک نمناک ، بوی روییدن ، بودن ، زندگی...


حالا که به من این فرصت داده شده تا باشم ،

پس خواهم بود .


من زنده ام ، پس هستم . پس می توانم .



دوست گلم ،

می خوام نشونی خونه ی د لت رو به بارون بدم تا بیاد و

 تموم غصه هاتو بشوره و با خودش در دریا گم کنه .



این دو شاخه گل هم تقدیم به همه عزیزانی که

در این مدت به منلطف داشته اند و مرا وام دار خود کرده اند.

 

نظرات 20 + ارسال نظر
حسین دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:24 ب.ظ http://gheychee.blogsky.com

سلام عزیز دل...
زندگی رو هر جوور بگیری هموون جور میگذره... این یک حقیقته...
خوشحالم که میبینم اینقد مقاومی.... مطمئنم همه مشکلات رو با عشقی که به زندگی توو وجودت هست، به زانوو در میاری

سلام حسین آقا.
من اسطوره ی صبرم .
اینو من نمی گم دیگرانی که منو می شناسن می گن .
حتما زندگی رو در بند خواهم کشید .
ممنونم از شما.

حسین دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:27 ب.ظ

راستی آخر پستت بحث وام دار بودن رو مطرح کردی
چی وام داره، کجا وام داره؟
این وبلاگ وام داره؟.... چقد رهن میره... هان؟
( از طرف پسری که همه فکر و ذکرش مادیات است)

امان از دست تو حسین آقا ...

یکتا دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:25 ب.ظ http://www.sokote-sangin.blogfa.com

برگزاری نشست خبری فیلم "تولد دوباره" با حضور کارگردان و جمعی از بازیگران

خردسال . حضورتان را با قیمت دوستی خریداریم ... دعوتید با افتخار [گل][لبخند]



برای تماشای بنر اختصاصی نشست خبری فیلم "تولد دوباره" ,

به لینک زیر مراجعه فرمایید :

http://img4up.com/up2/88102827482776081537.jpg



سلام
بسیار زیبا بود .
آفرین بر شما.

یکتا دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:57 ب.ظ http://www.sokote-sangin.blogfa.com

سلام بانووو
خوب هستین؟
از اینکه مثل همیشه با مهر و بی چتر به دیدنم اومدین یه دنیااااااااااااااااااا ازتون ممنونم
تورو خدا کم بودنمو به حساب بی معرفتیم نذاریدهااا . این مدت درگیره نوشتن بودم

نمیدونم مثل نوشته های قبلی به دلتون نشسته یا نه ... امیدوارم اینطور بوده باشه

دوستتون دارم یه دنیـــــــــــــــــــــا

سلام یکتا جان .

ممنونم از محبتت .

حمد خدا را که پروردگار جهانیان است .

منم دوستتون دارم ی عالمه
هر چی بگم بازم کمه.
قربان لطفت

یکتا سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:20 ق.ظ

بانووو سلام
صبحتون بخیر
امیىوارم حالتون خوبه خوب باشه
خواستم هم سلامی کنم هم اجازه بگیرم ازتون که این کامنت زیبا رو بگذارم در بخش هدایای تقدیم شده از طرف عزیزانم به من و باران عشق . اجازه میدهید بانوو ؟؟؟

مهستی بانووو:

این دفعه که بارون بیاد
نشونی خونه ی دلت رو میدم
تا بیاد و تموم غصه هاتو بشوره و ببره

سلام یکتا جان.

شما صاحب اختیارین .

باعث افتخار منه که مورد پسندتان واقع شده .

سپاسگزارم .

امید سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:18 ب.ظ http://garmak.blogsky.com/

دلتان شاد و پر طراوت از باران زندگی
درود بر شما

سلام امید خان .

ممنونم از لطفتان .

امیدوارم شما هم شاد باشید و شادی را همواره به خانواده محترم تقدیم کنید .

مهرداد سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:42 ب.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

سلام مهستی
شاد بودن بهترین انتقامیه که میشه از زندگی گرفت ، پس شاد باش تا نشیب های زندگیت هموار بشن دوست عزیز .

سلام مهرداد عزیز .ممنونم ازت .

البته گاهی مجبورم به خودم تلقین کنم که شادم

تا مشکلاتم فراموشم شه .

ویس سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:51 ب.ظ http://lahzehayenab.blogsky.com

درود بر دوست خوبم.

نتیجه خیلی خوب بود.می تونی ،می دونم.برای من هم دعا کن.

عاشق بارونم.اونقدر زیر بارون رفتم تا مریض شدم.مواظب خودت باش مثل من خل بازی در نیار.

سلام ویس عزیز .
منم مث شما هستم .
متاسفانه دخترم هم مث خودم شده و هر موقع بعد از چند روز که بارن میاد میگه مامان نمیریم زیر بارون خیس شیم؟؟؟؟؟

این خل بازی نیست .
احترام گذاشتن به احساس درونیته .
راحت باش.
ممنونم عزیزم

یکتا سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:16 ب.ظ

با جون و دل خوندم مطلبتونو
چقدر خوبه که قرار نیست دیگه غم به دلتون سرک بکشه و مهمونتون بشه . بخدا که خیلی خوشحال شدم
مدت هاست همین زندگی داره درسای خوبی بهمون میده و بانوو حقیقتش فکر میکنم این زندگی نیست که غم رو به دلمون میاره ... این آدما هستن که غم رو به همراه یه شاخه گل برامون ارسال میکنن و گاهی هم خودمون. نمیدونم چرا زندگی رو تنها مقصر دلتنگی های دلم نمیدونم شاید به خاطر اینه که بهم یاد داد نباید راجع بهش قضاوت کنم و چشمامو رو به حقیقت باز کرد

براتون خوشحالم بی نهایت

سلام .

گاهی باید بر طبل بی عاری زد وگرنه اونقدر مشکلات بهت فشار میارن که تو رو به آخر خط می رسونن و اونوقت...
پس بهترین کار اینه که اگه زندگی زد تو پر و بالت بلند تر بخندی تا هیچوقت به درد دلمون پی نبره .

ممنونم از شما عزیز.

سمیرا سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:26 ب.ظ http://seraphic.blogsky.com

مهستی عزیزم...
باعث خوشحالی که داری میجنگی...منکه فکر میکنم کم آوردم.
راستی ممنون از گلها ×!

سلام سمیراجان .
ممنونم ازت

قندک چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:38 ق.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

سلام بر مهستی عزیز

از قدیم گفته اندکه: سخن کز دل برآید/ نشیند لاجرم بر دل.بشدت از مطالب این پستت متاثر شدم و جز این بیت حرف دیگری نمی توانم بزنم.انتخاب گلها هم محشر بود.جنس .نوع و رنگشان.سپاس

سلام .
ممنونم از شما .
قابلی نداشته.

قندک چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:42 ق.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

وقتی یکی دوروز پیش اومدم گفتم دلم خبر خوشی نمیده و گفتم غصه دار شدم. گفتید نه چیزی نیست.اما این پست نشون داد که چیزی هست.نگرانی قندک بی دلیل نبود.

سلام مجدد .
بازم ممنون .
در این عالم کسی بی غم نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد .

از حضورت ممنونم .

پرنیان چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:44 ب.ظ

سلام
آفرین ... کودتا کردی علیه زندگی

خنده بزرگترین انتقامه از زندگی ... پس تا می تونی بخند.

سلام عزیزم.

ممنونم از لطفت.

باشه .سعی می کنم همش بخندم ولی

نمی دونم چرا ته دلم نمی خنده.

ستوده چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:04 ب.ظ http://saba055.blogsky.com/

سلام مهستی جان .
خیلی خوبه که بلاخره درس های زندگی را کمکم میاموزیم .
اما چه خوبه مثل دانش اموزان زرنگمان این درس ها را زود یاد بگیریم نه آخر عمرمان .
برایت آرزوی روزهای خیلی خوب وشادی را همراه با دختر عزیزت وهمسفر خوبی آرزو میکنم

سلام عزیزم.

ممنونم ازت.

و من هم برای شما و همسفران راه زندگی ات دعای خیر و سلامتی می کنم .

فرهـــــــــــاد چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:05 ب.ظ

حرمت اعتبار خود را
هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه

و آرمانهای خویش را
به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت
چگونه معنا می شود

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر
بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد

با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود

هر روز، همان روز را زندگی کن
و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

و هرگز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
برای دادن در کف داری

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
که قدمهای تو باز می ایستد
و هراسی به خود را مده
از پذیرفتن این حقیقت که
هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد
تنها پیوند میان ما
خط نازک همین فاصله است

برخیز و بی هراس خطر کن
در هر فرصتی بیاویز
و هم بدینسان است که به مفهوم شجاعت
دست خواهی یافت

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری، سرشارتر شود
و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری، آسان تر از کف رود
پروازش ده تا که پایدار بماند

زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاریست


اینا رو گفتم خدایی نکرده به دل نگیری ، گاهی اوقات تلفیق بیان واقعیت و طنازی ممکنه به کام دیگران خوش نیاد و من این موضوع رو شاید تو کامنتهام رعایت نکردم ، ولی وقتی آدم داداش گلی مثل مهرداد رو داشته باشه که از بچگی تمام سوتی هاشو رو ردیف کنه ای این جسارت رو می کنیم دیگه ... بازم ببخشید.

سلام فرهاد خان .

من اصلا ناراحت نشدم .

بابت متن زیبایتان هم سپاس .

سعی می کنم آن ها را در زندگی ام عملی کنم .

باز هم ممنونم از حضور سبزت .

شنگین کلک جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:10 ق.ظ

درود
شنگ که کاری نکرده است . اما گلهایتان بسیار زیباهستند
باران به تازگی از این جا گذشته است . امید که به خانه همه دوستان
سری بزند .

سلام شنگ عزیز

ممنونم از شما .

لطف دارید .

الیاس جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:47 ب.ظ http://persianfreewe2.blogfa.com/

درود
آفرین. جالب بود
مگر با همین کار ها و عشق و حال و زندگی مسکنی برای این درد ها درست کرد ولی چه فایده که این ها مسکن اند و درد را برای مدت کوتاهی از یاد می برند.
وقتی که می فهمی بوی خاک نمناک ، بوی روییدن ، بودن ، زندگی... خود درد هستند!!!

سلام .

باز اینا بهتر از هیچی هست دیگه .

حسین جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:37 ب.ظ http://gheychee.blogsky.com

مهستی خانووم
کجاییییییی
بابا یه نفر به موقع پستاشو می ذاشت شما بوودی
شما هم که سایت سنگین شده........

سلام .زیر سایه ی شما .

ممنونم که به فکر من بودی .باور کنید گرفتارم .

Samira جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 ب.ظ http://seraphic.blogsky.com

کجاییییییییییییییییییییییییییی؟
دلم برات تنگ شده ....

سلام عزیزم

زیر پاتو نگاه کن منو می بینی .

منم دلم برات تنگ شده اما چه کنم خیلی گرفتارم .

درخندک سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:13 ب.ظ

سلام

نمیدونم چی بگم چون نمیدونم چه تصمیمی گرفتی

امیدوارم راه درستی انتخاب کرده باشی

فعلا

سلام .


برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد