یه سر رسیدی دارم که زیر بعضی از صفحاتش مناسبت های مختلف نوشته شده .
اما صفحه اول همون سر رسید ، مناسبت هاو رویدادهای مهم تاریخی رو جداگانه چاپ کرده .
هرچی دقت کردم روز بزرگداشت حافظ رو در اون صفحه ندیدم .
نمی دونم چشم من چشم نیست یا ارزش و اعتبار حافظ بیچاره کمتر از آب و هوا و غذا و
دخانیات و هزار کوفت و مرض دیگه هست که جزء رخدادهای مهم تاریخی به حساب میان .
بیستم مهر ماه روز بزرگداشت حافظ رحمت الله علیه است . بیاید برای
بزرگداشت آن مرحوم فاتحه ای بخوا نیم و امشب به یادش
به دیوان پر رمز و رازش تفالی بزنیم .
............................................................
کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی
دائم گل این بستان شاداب نمی ماند
در یاب ضعیفان را در وقت توانایی
در دایره ی قسمت ما نقطه ی پرگاریم
لطف آنچه تو فرمایی، حکم آنچه تو اندیشی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خود بینی و خود رایی
یا رب به که بتوان گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
دیشب گله ی زلفش با باد همی گفتم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا آنجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد بپیمایی
ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
زین دایره ی مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
آرامگاه حافظ در شیراز ، حافظیه
سلام و ارادت
گاهی که می بینم فرهنگ این مملکت در حال مثله شدن هست ،گریه ام می گیرد.با بزرگانی چون فردوسی و سعدی و مولانا و حافظ و....مثل اجنبی ها رفتار می شود.آیا در این سال ها در صدا و سیما برنامه ای مدون برای معرفی بزرگان این خاک بوجود آمده است؟جز شعار های بی محتوا،آن هم در محدوده ی دین چیزی شنیده ایم؟حداد عادل که مثلا رییس فرهنگستان علوم است،آیا می دانید در دبیرستان فرهنگ ایشان که فقط رشته ی انسانی دارد،راجع به حافظ چه می گوید؟آنقدر بی تفاوتی کردیم که مولانا شد ،ترک.رودکی،خواجه عبدالله،و...همه در فکر صفر های موجودی بانک هایشان هستند.ومتاسفانه هیچکس کتاب نمی خواند.جای آن است که خون موج زند در دل سنگ...
سلام بر ویس عزیز
کاملا درست و منطقی گفتی .
متاسفانه ما هنر کش و هنرمند کش هستیم تا هنر پرور.
ممنونم از حضورت عزیزم
درود بر بانو مهستی
از اینکه به من هم این مهم را یاد آور شدی ، سپاس گزارم
اما با واژه گان به کار برده هم هرگز موافق نیستم
از قبیل مرحوم ، رحمه الله.. و یا ذکر فاتحه
اگر حس و حالی بود در نوشتاری حتما دلایل آن را باز گو خواهم کرد
عجالتا به زنده بودن این بزرگان اشارتی می کنم . امید که
دیگر نگذاریم این را منسوب به قونیه یا هرات و یا تاجیکستانش کنند.
باز هم سپاس
ممنونم از شما
لطف کردید .
مهستی عزیز سلام
مثل اینکه تازه به ایران قدم گذاشته ائی چه چیزی سر جایش هست که این یکی باشد
سلام آقا حمید
نه . ولی واقعا حرصم در اومد و ناراحت شدم .
ممنونم ازت.
حتی از عکس مزار حافظ هم که توی وبلاگت گذاشتی، بوی عشق میاد.
حس میکنی؟
سلام
خوبین؟
وای مممنون که اطلاع رسانی کردید
چند روز پیش که تقویمو ورق میزدم تصمیم گرفتم که حتما یه پست تو وبلاگم در این مورد بزارم
اما مشغله زیاد بود فراموش شد
الان یادم اومد
ممنـــــــــــــون
فدایت
سلام .
خواهش .
موفق باشی .
ولی خداییش مفهوم شعراش خیلی مشکله. هیچ وقت نتونستم با اشعار ثقیل حافظ ارتباط بگیرم. با این که زیاد در زمینه ادبیات مطالعه داشتم. به نظرم خیلی ها هم همینجوری حافظ رو دوست دارن بدون این که بدونن مثلا این بیت که میگه:
عشق را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی
17 نوع معنی مختلف و بعضا کاملا متناقض رو میشه ازش برداشت کرد که بحث در این مورد در یک کامنت فسقلی و ام پی تری و احیانا مینی مالیستی نمی گنجد.
فقط همه بدانند که دوست داشتن با آگاهی و بدون آگاهی، فرقش از شاه عبدالعظیم است تا امام زاده صالح.
بدرود.
سلام .
شاید حق با شما باشه .
در هر زمینه ای داشتن آگاهی لازمه ی تفهیم بهتر و در بعضی جاها باعث تحول می شه .
ممنونم از حضورت
سلام
ممنون که حواستون جمع بود.
خواستم ببینم حافظ شناسه ما چقدر می شناسدش وهر شعر عاشقانه ای را به او نسبت می دهد یا نه. از کدام دسته است. آنان که میفهمند و دوست دارند و یا آنان که اصولا بدنبال فاقله ها فقط حرکت میکنند بدون شناخت و آگاهی از مقصد و مقصود.
کلامش را هم عمدا جابجا کردم و غلط نوشتم که خوب خوشبختانه بلد بودید که شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن.
اما مصرع دومش را اشتباه خواندید چون می فرماید تا که هم سایه نداند که تو در خانه مایی و همسایه غلط است.
بدین معنی که شمع را باید بیرون برد تا از نور آن سایه ای تشکیل نشود و
تا که هم سایه نداند که تو در خانه مایی ( یعنی سایه هامان نیز غریبه اند)
در ضمن متوجه نشدم که چرا جواب این کامنت را در وبلاگ من دادین و در اینجا ندادین. هرچند که من نظرتون را منتشر کردم.
همچنین فرمودید که من این بیت را حقیر کردم. این را هم متوجه نشدم یعنی چه.
به هر حال اگر این کامنت رو دوست نداشتین، منتشر نکنیدش.
خواستم فقط توضیحاتی داده باشم.
یا حق
با سلام .

ممنونم از شما بخاطر آگاه کردن بنده در مورد هم سایه .
در مورد حقیر هم منظور خودم بودم که خواستم شکسته نفسی کنم .
باز هم سپاس .
موفق باشید .