عشق من:
خسته از جنگی نابرار می آیم و
خنده هایت
مرهم زخم های دلم می گردد.
هنگامی که خنده هایت رها می شود
و در آسمان به دنبال من می گردد
روزنه های امید به رویم باز می شود
وتحمل سخت ترین لحظاتم را
چه آسان می سازد.
اگر روزی
نام مرا بر سنگ قبری دیدی
برایم بخند
زیرا
خنده هایت آرام می سازدم
و در آن لحظه
التیام دل زخمی ام خواهد بود
دلی که در جنگی نابرابر
زخم برداشته بود.......
ای انسان ها
نان را
هوا را
شبنم و
گل سرخ را
از من بگیرید
اما خنده هایش رانه
که من تا ابد با آن زنده خواهم بود .....
سلام عزیزم ممنون از ان همه لطف ات....وبلاگ زیبایی داری....بسیار زیبا از ته دل می گویم.....
و در آن لحظه
التیام دل زخمی ام خواهد بود
دلی که در جنگی نابرابر
زخم برداشته بود.......
اینجایش را بیسار دوست می دارم
دانیال عزیز
ممنونم از لطفت .
سلام سورا جان .

بسیار زیبا بود .
فریاد عشق را همیشه دوست دارم عشق باید از پرده برون افتد تا لذتش را چشید
درسته .
اما زمانی که افسوس ها و ای کاش ها تو زندگی رشد می کنه دیگه ...
متشکر از اظهار لطفت
سلام عکسها تو همون پست گذاشتم
ممنونم آقا حمید
صدایی میشنوم اکنون
چشم دست می شوید از انتظار
و گوش ها بزنگ خیالی
که انگار
صدای پای توست !!! (مهرداد)
***************************
ی انسان ها
نان را
هوا را
شبنم و
گل سرخ را
از من بگیرید
اما خنده هایش رانه
که من تا ابد با آن زنده خواهم بود .....
زیبا بود آفرین ...
سلام بر مهرداد عزیز
از لطفت ممنونم .
باز هم مرا مورد لطف خو قرار دهید .
سلام و درود فراوان بر مهستی بانوی خوش ذوق و قریحه. امان .امان از این جنگ های نابرابر و برداشتن زخم های سهمگین و ناعادلانه.خدا به زمین گرمشان بکوباند
سلام قندک خان جان
آمین یا رب العالمین .
درود بر بانو سورای عزیز


چند بار پست پر احساس و زیبایت را خواندم برای گذاشتن کامنت بهتر دیدم دلنوشته ناقابلم را که با خواندن این زیبا نوشت در ذهنم تداعی شد راهدیه کنم . شاید جبران
کننده ی کوتاهی باشد و مقبول افتد.
خسته ام
از شهر صورتک های
نقش بر دیوار
از اینهمه همهمه
جدایی
فاصله
باید
که بسپارم
کوله بار صدایم را
به کوه
به این اندوه دار خموش
نکاهبان دیرینه ی بسیار صدا
فریادهای
نهان دار درسینه.
باید بروم
از گوشها ی کور
چشم های کر
باید بگریز م
به جنگل های انبوه
وبر بلندای یک کوه
فارغ ِ هر چه من و ماست
و با آغوشی گشوده
سر بر آسمان
این دشت بیکرانه ی تنها
فریاد برکشم
اندوه نهان را
شاید که باد برد
با زوزه ی کلید پرواز
بر دشت ها
و کویر های دل
بذر پاشان کرد
به مهر خواسته
خسته ام
خسته از تنهایی
خسته از نامرادی
نامردی های راکبان مراد
آه ای کوه بلند
رخصتی هست؟
سلام کوروش خان
مثل همیشه زیبا .
ممنون از لطفت .
عشق می گوید به گوشم،پست پست
صید بودن خوشتر از صیادی است
سلام ویس عزیز
چه سعادتی . به به . بالاخره رخ بنمودید .
حضورت را در کلبه ی حقیرانه ی خویش حس می کنم .
ممنونم از حضورت
درود
تا ابد زنده و خندان باشید
ممنونم شنگ عزیز.
پاینده باشید .