از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

فریاد نسل

سکوتم

نشانه ی رضایتم نیست

خفتن دردها درگلوست

دردهایی که روزی

بیدار خواهند شد

و از ناگفته ها خواهند سرود...


سرنوشتم

در گوشه ی چارقد مادرم

گره خورد

که او نیز چون من

سالیان دورتر

سکوت کرد و

سکوت کرد و سکوت

و من پیشانی ام بلند نبود

روزی سکوتم را خواهم سوزاند

و آزاد فریاد خواهم کشید



 وشاید روزی

دیگران با شیونشان

سکوتم را فریاد کنند

روزی که

مرا روی دست ها

به سوی ابدیتم

رهنمون می شوند...











نظرات 15 + ارسال نظر
کوروش یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:06 ب.ظ http://www.korosh7042.com

می گویند چه فریاد گوش خراشی
من فقط می توانم بگویم
چه آواز دل خراشی
ازاین فریاد قرنها سکوت زن
در حصار خرافات و خودکامی اندیشه های ناپاک
که زن را نهان در پستوی خانه می خواهد

سلام بر استاد عزیز
چه تعبیر زیبایی
حصار خرافات
ممنون از حضورت

غلامرضا دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 03:20 ق.ظ http://azarkade.blogsky.com

درود بر شما ، زیبا بود با پایانی درام ، پاینده باشی آذرکده

حضورت در وب مایه دلگرمی ام است . بسیار از اظهار لطفتان سپاسگزارم

شکلات تلخ دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 06:48 ق.ظ http://www.mahemany.blogfa.com/

درود بردوست خوبم ...
ازاینکه به من سرزدیدبسیار سپاسگزارم، بازهم قلم رنجه بفرمایید، سرافرازم خواهید کرد.

و بنده نیز سپاس گزارم از حضور گرمت . شما هم با نظرات سازنده یاری ام کنید . سپاس

مهرداد دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 07:24 ق.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

مرداب پایان راه نیست ،



شروع قصه است!



دل مردابی من!



زادگاه سکوت در لحظه هاست،



لحظه های سرد دلتنگی من



وباران اشک هایم در پاییزی ترین فصل مرداب!



که به جاری شدنم تکلیف میکند.



و اما من نگران نیلوفران مردابم



آنها به گریه های من در شب مهتاب عادت کرده بودند!



و فردا در مکانی شاید از جنس فریاد،



در آغاز قصه ای در نبودن من



مرگ سکوت را جشن میگیرند!!!



(مهرداد)

و اکنون بر این باور شدم
که بودنم
نه از برای بودن
که تنها برای گذران عمری ست
که برایم وعده دادند
و منتظر خاموش شدن
ستاره ای در آسمان باشم
که به اشتباه به نام من خواندند

با تشکر از مهرداد عزیز
لطف کردید .

حمید دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 07:32 ق.ظ http://hamid338. blogfa.com

سلام دوست گلم

من یا الله گفتم که بدونی میخوام زیاد بیام

عکس سارای عزیز را هم دیدم بسیار زیبا هست خدا سلامتی بهش بده

یک گله تو لینکات نیستم این ایکونها را هم که نمیشناسم یه عکسی برات بفرستم گل و بوسه را داشته باش تا بعد فدات

سلام بر دوست عزیزم .
از حضورت سپاسگزارم . امید که با نظرات سازنده ات خوشنودم کنی . ممنونم از لطفت

زن ایرانی دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:22 ق.ظ http://boqz40.blogfa.com/

درود :)

سلام عزیزم
از حضور رمزدارتون ممنونم .
پایدار باشید .

آذر دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:24 ق.ظ http://su-su.blogfa.com

اما فریاد و حرف زدن حتی نوشتن خیلی میتونه آرامش بخش باشه ! (که واسه من اینطوره)
یاد این آهنگ سیاوش قمیشی افتادم :

سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست

هزار شاکی خودش داره
خودش گیره ، گرفتاره

همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل

از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما

که کار ما گذشته از شکایت
هنوز هم پایبندیم در رفاقت

می ریزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هیچ کس نمیخواد قصه ها شو

کسی جرمی نکرده گر به ما این روز ها عشقی نمی ورزه
بها یی داشت این دل پیشتر ها که در این روزا نمی ارزه

.....

ممنونم عزیزم
از حضور گرمت که کلبه ی منو روشن می کنه سپاس دارم .
منتظر حضور گرمت هستم عزیزم.

قندک دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:41 ق.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

سلام و درود فراوان بر مهستی بانوی عزیز. بنده بسیار شرمنده بزرگواری شما هستم این آلزایمر و فراموشی بنده را به حساب بی معرفتی نگذارید لطفا.این باعث افتخار بنده است که در زمره دوستانتان قرار بگیرم.در حقیقت شما به بنده لطف می کنید. ممنونم

سلام بر قندک عزیز.
با افتخار لینک شدید . منتظر تان هستم . بدرود

قندک دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:46 ق.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

ضمن تایید سخنان داداش کوروش عزیزم. باید عرض کنم که از اشعار غمبار دلم می گیرد.زندگی زیباست ای زیبا صنم دم زدن از رفتن و شیون چرا؟!

سلام بر قندک عزیز
دیگرانم مرا به ناله و شکوه وادار می کنند ور نه زیبایی جهان در چشمان ما هم زیبا بود ...
احساس شعف و خوشحالی در من زنده گشت با حضور دوستانی ادب پروری چون شما .
مقدمت گلباران

قندک دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 02:08 ب.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

ممنونم عزیز. لطف بفرمایید معرفی اش کنید تا من و داداش کوروشم دوتایی برویم یکی یکی موهای سرش را بکنیم تا دل شما شاد گردد و براحتی بتوانید به او بگویید کچل! و دلتان خنک شود. اشعارتان زیباست اما اگر غمگین نباشد قشنگتر است.

الیاس دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 03:01 ب.ظ http://persianfreewe2.blogfa.com/

درود بر مهستی
به روزم با (درد نامه)
بیا

باشه . خدمت می رسم.

کوروش دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 03:02 ب.ظ http://www.korosh7042.com

به فندک شیرین کلک و قندین کلام
ضمن عرض ارادت
خان داداش
ادرسش را قدیم می گفتند بر پیشانی آدمی حک کرده اند
گمان نمی برم با اسید آب زمزم هم بشود زدودش!

با پوزش از بانو مهستی عزیز

سلام بر کوروش عزیز
خواهش می کنم .

ستوده دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:14 ب.ظ http://saba055.blogsky.com/

درد ما از اینهمه سکوت است سکوت را باید شکست وبا تمام وجود فریاد زد

البته اینجا منظورم سکوت های شخصی ام بوده . سکوت های بی انتقام...

باز هم سپاسگزارم دوست خوب من.

قندک سه‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:35 ق.ظ http://ghandakmirza.blogfa.com

از قندک به مهربان برادرمان کوروش عزیز
یعنی با این حساب می فرمایید که جایگاهش جایی است که دسترسی به آن آسان نیست و نمی توان به موهایش دسترسی داشت؟ نمی شود کچلش کرد؟ هی وااای من.خیلی بد شد!

سلام قندک عزیز
پیغامتان را می رسانم . حالا می توانید کچلش کنید یا نه را بین خودتان حل کنید .

ممنون از حضورت

شنگین کلک پنج‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:25 ب.ظ http://shang.blogsky.com

درود
من که اصلا از سکوت دل خوشی ندارم
اگر یک فریاد زن خواستید در خدمت حاضریم
گلو داریم آ اکو سرخود هم هست
بیائید باهم فریاد کنیم شاید صدایمان برسد تا
آنجا که تیر آرش رسید

ممنون از لطفت . دوستانی هستند که دردهایم را فریاد کنند .
باز هم چشم . در وقت ضرورت مزاحم می شویم .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد