سکوتم
نشانه ی رضایتم نیست
خفتن دردها درگلوست
دردهایی که روزی
بیدار خواهند شد
و از ناگفته ها خواهند سرود...
سرنوشتم
در گوشه ی چارقد مادرم
گره خورد
که او نیز چون من
سالیان دورتر
سکوت کرد و
سکوت کرد و سکوت
و من پیشانی ام بلند نبود
روزی سکوتم را خواهم سوزاند
و آزاد فریاد خواهم کشید
وشاید روزی
دیگران با شیونشان
سکوتم را فریاد کنند
روزی که
مرا روی دست ها
به سوی ابدیتم
رهنمون می شوند...
می گویند چه فریاد گوش خراشی


من فقط می توانم بگویم
چه آواز دل خراشی
ازاین فریاد قرنها سکوت زن
در حصار خرافات و خودکامی اندیشه های ناپاک
که زن را نهان در پستوی خانه می خواهد
سلام بر استاد عزیز
چه تعبیر زیبایی
حصار خرافات
ممنون از حضورت
درود بر شما ، زیبا بود با پایانی درام ، پاینده باشی آذرکده
حضورت در وب مایه دلگرمی ام است . بسیار از اظهار لطفتان سپاسگزارم
درود بردوست خوبم ...


ازاینکه به من سرزدیدبسیار سپاسگزارم، بازهم قلم رنجه بفرمایید، سرافرازم خواهید کرد.
و بنده نیز سپاس گزارم از حضور گرمت . شما هم با نظرات سازنده یاری ام کنید . سپاس
مرداب پایان راه نیست ،
شروع قصه است!
دل مردابی من!
زادگاه سکوت در لحظه هاست،
لحظه های سرد دلتنگی من
وباران اشک هایم در پاییزی ترین فصل مرداب!
که به جاری شدنم تکلیف میکند.
و اما من نگران نیلوفران مردابم
آنها به گریه های من در شب مهتاب عادت کرده بودند!
و فردا در مکانی شاید از جنس فریاد،
در آغاز قصه ای در نبودن من
مرگ سکوت را جشن میگیرند!!!
(مهرداد)
و اکنون بر این باور شدم
که بودنم
نه از برای بودن
که تنها برای گذران عمری ست
که برایم وعده دادند
و منتظر خاموش شدن
ستاره ای در آسمان باشم
که به اشتباه به نام من خواندند
با تشکر از مهرداد عزیز
لطف کردید .
سلام دوست گلم
من یا الله گفتم که بدونی میخوام زیاد بیام
عکس سارای عزیز را هم دیدم بسیار زیبا هست خدا سلامتی بهش بده
یک گله تو لینکات نیستم این ایکونها را هم که نمیشناسم یه عکسی برات بفرستم گل و بوسه را داشته باش تا بعد فدات
سلام بر دوست عزیزم .
از حضورت سپاسگزارم . امید که با نظرات سازنده ات خوشنودم کنی . ممنونم از لطفت
درود :)
سلام عزیزم
از حضور رمزدارتون ممنونم .
پایدار باشید .
اما فریاد و حرف زدن حتی نوشتن خیلی میتونه آرامش بخش باشه ! (که واسه من اینطوره)
یاد این آهنگ سیاوش قمیشی افتادم :
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خودش گیره ، گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما
که کار ما گذشته از شکایت
هنوز هم پایبندیم در رفاقت
می ریزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هیچ کس نمیخواد قصه ها شو
کسی جرمی نکرده گر به ما این روز ها عشقی نمی ورزه
بها یی داشت این دل پیشتر ها که در این روزا نمی ارزه
.....
ممنونم عزیزم
از حضور گرمت که کلبه ی منو روشن می کنه سپاس دارم .
منتظر حضور گرمت هستم عزیزم.
سلام و درود فراوان بر مهستی بانوی عزیز. بنده بسیار شرمنده بزرگواری شما هستم این آلزایمر و فراموشی بنده را به حساب بی معرفتی نگذارید لطفا.این باعث افتخار بنده است که در زمره دوستانتان قرار بگیرم.در حقیقت شما به بنده لطف می کنید. ممنونم
سلام بر قندک عزیز.
با افتخار لینک شدید . منتظر تان هستم . بدرود
ضمن تایید سخنان داداش کوروش عزیزم. باید عرض کنم که از اشعار غمبار دلم می گیرد.زندگی زیباست ای زیبا صنم دم زدن از رفتن و شیون چرا؟!
سلام بر قندک عزیز
دیگرانم مرا به ناله و شکوه وادار می کنند ور نه زیبایی جهان در چشمان ما هم زیبا بود ...
احساس شعف و خوشحالی در من زنده گشت با حضور دوستانی ادب پروری چون شما .
مقدمت گلباران
ممنونم عزیز. لطف بفرمایید معرفی اش کنید تا من و داداش کوروشم دوتایی برویم یکی یکی موهای سرش را بکنیم تا دل شما شاد گردد و براحتی بتوانید به او بگویید کچل! و دلتان خنک شود. اشعارتان زیباست اما اگر غمگین نباشد قشنگتر است.
درود بر مهستی
به روزم با (درد نامه)
بیا
باشه . خدمت می رسم.
به فندک شیرین کلک و قندین کلام

ضمن عرض ارادت
خان داداش
ادرسش را قدیم می گفتند بر پیشانی آدمی حک کرده اند
گمان نمی برم با اسید آب زمزم هم بشود زدودش!
با پوزش از بانو مهستی عزیز
سلام بر کوروش عزیز
خواهش می کنم .
درد ما از اینهمه سکوت است سکوت را باید شکست وبا تمام وجود فریاد زد
البته اینجا منظورم سکوت های شخصی ام بوده . سکوت های بی انتقام...
باز هم سپاسگزارم دوست خوب من.
از قندک به مهربان برادرمان کوروش عزیز
یعنی با این حساب می فرمایید که جایگاهش جایی است که دسترسی به آن آسان نیست و نمی توان به موهایش دسترسی داشت؟ نمی شود کچلش کرد؟ هی وااای من.خیلی بد شد!
سلام قندک عزیز
پیغامتان را می رسانم . حالا می توانید کچلش کنید یا نه را بین خودتان حل کنید .
ممنون از حضورت
درود
من که اصلا از سکوت دل خوشی ندارم
اگر یک فریاد زن خواستید در خدمت حاضریم
گلو داریم آ اکو سرخود هم هست
بیائید باهم فریاد کنیم شاید صدایمان برسد تا
آنجا که تیر آرش رسید
ممنون از لطفت . دوستانی هستند که دردهایم را فریاد کنند .
باز هم چشم . در وقت ضرورت مزاحم می شویم .