از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

شکست سکوت

  

 

 

فریاد  

سکوت را شکست  

اما باز در گلو محبوس شد... 

سال های انتظار را  

باید سپری کند  

تادر خزانی دیگر   

سکوت را بشکند

نظرات 5 + ارسال نظر
آذر شنبه 9 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:42 ب.ظ http://su-su.blogfa.com

فریاد

سکوت را شکست

اما باز در گلو محبوس شد...

زیبا بود اما یه خورده فلسفی میزنه
تفکر برانگیزه !

خب ی خورده هم شما فک کن . خوبه . نه عزیزم؟؟

کوروش یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:44 ق.ظ http://www.korosh7042.com

درود بر بانو مهر
از سکوت گفتی و زخم سالها
بنشسته بر حضیض مذلتم یادم آمد

سکوت


سکوت
آئینهء مات ِ حنجره است.

وبغض
.....رنگینهء غبار.



شکست ِسکوت
و فریاد
.......خورشید ِ نیم روز

.........در بیکرانه ء صداست.


اینگاه
بغض
.......حنجره و فریاد

.........گم می شوند.


زین پنجه های آهنین
....هر شیشه ای
........همچون
......دو روی سکه
....سیماب ریز
..........می شود.


اما
حکایت ِ سکوت
بغض است
...حنجره و
.....نیمه های شب.

و هر گاه خواستم فریاد کنم
دردم از خاطر رفت .
گویی هرگز دردی نبود .
و اما من
همیشه در حسرت یک فریاد
شب های سرد را
سپری کردم
بی یار
با یاد یار...

ممنون از حضورت که کلبه ام را گرم و روشن می سازد

ندا یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:57 ق.ظ http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

چقدر از این عکس خاطره دارم

سلام ندای عزیزم .
امیدوارم خاطرات تلخ رو یاد آور نشده باشم .
ممنون از حضورت

مهرداد دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 07:21 ق.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

یک آسمان فریاد ، فاصله من وتو
آرامش مرداب با من
هبوط از تو !
سلام دوست عزیز
در اولین ساعات یک روز کاری میهمان وب زیبایتان شدم ، واز چینش استادانه ی واژه ها سرمست ، ساحرانه با قلم مینگاری !
ممنونم که به من سر زدی ...

گاه فرو رفتن در سکوت مرداب گونه
بسیار موثر تر و آرام بخش تر از هر درمانی ست .
من به دنبال سکوت مرداب گونه
تا فرسنگ ها خواهم دوید .

ازبر خوردار بودن شیوایی قلمتان همیشه خدا را شاکر باشید .
سپاس از لطفت دوست مهربانم .

ستوده دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:16 ب.ظ


چه سالها که گذشتند واین سکوت نشکست وعمرمان بر باد رفت

ممنونم عزیزم .
باهات موافقم .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد