از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

از هر دری سخن

گشت زیبایت صفای دلم گردید زمانی که از خود و بودن خود رمیده بودم . اندیشدن به تو آرام می سازدم .

باران


باران

باران

بازهم باران

آه که چه احساس قشنگی ست

احساس عاشقانه

احساس بودن در عین نبودن


چشمانم را می بندم

 صورتم را

تنم را

و تمام احساسم را

به باران می سپارم

کفش های خیس...

لباس های خیس تر......



قدم زدن زیر باران

بلند کردن دست ها به سوی آسمان

و ضعف رفتن دل من بخاطر احساس قشنگ خاطرات دیدن یار در باران...



قطرات اشک آسمان را

روی چهره و تن خسته ام احساس می کنم

چه احساس قشنگی ست

باران

باران

وهمیشه باران... 

                  


نظرات 3 + ارسال نظر
کوروش چهارشنبه 6 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:43 ب.ظ http://www.korosh7042.com

بسته به نوع خاطرات ما آدمها
جلوه های طبیعت رنگ و بو میگیرد
همانگونه که پائیز
برای عده ای از ما خاطرات شیرین می آفریند برای دیگران
تلخی و گاه ناکامی ارمغان دارد

درود بر بانو سورا
بارانی احساست همیشه پر خاطره

و درود بی کران بر استاد ارجمند که چون من می اندیشد .

شنگین کلک پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 06:30 ق.ظ http://shang.blogsky.com

درود بر شما
و سپاس از ابراز لطفتان
البته که شما هم در شنگ لینک هستید
مهرتان پر باران باد

ممنون از شنگ عزیز

پرنیان پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:25 ب.ظ http://fathebagh.blogsky.com

خوش به حالت مهستی جون که اینقدر باران دارین. ما اینجا در حسرت یک قطره اش به سر می بریم .

سلام عزیزم
اینقدر این روزها اینجا هواش عالیه و بارونی که آدم رو یاد دوران خوب و طلایی زندگیش می ندازه .
جای شما خالی .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد